عذابم می دهد
سوزِ این سرمای جانفرسا عذابم می دهد باز نامردیّ این دنیا عذابم می دهد باز انسانهای در بند مدرنیزه شدن زندگی های پر از غوغا عذابم می دهد می گشایم هرشبی دیوان امید وغزل فالهای کهنه ی یلدا عذابم می دهد آسمان هرجا همین رنگ است بی مِهر وکدر بغض آواز پرستوها عذابم می دهد حیرت وبربادیِ گل های افسرده هنوز از شبرغان تا فلوریدا عذابم می دهد دختران قدسی شهر تفنگ وانتحار قدسیه با این همه غمها عذابم می دهد طف...
ادامه مطلب