خرید بک لینک
هموطن درملک ما،تا کی چنین قتل و قتال؟ عامــلانــش این همه،نوکر وَ چاکــر را ببین کلـهء طـاس غـنی و ریش مـفلـوک سیاف آن یکی بی مغـز و دیگر ، پرجنـاور*را ببین کرده عبدالله خجل،پنجشیر و هم پنجشیریان دوسـتم این نـوکـر،هـر سِـفـله و زر را ببین هــم خلـیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 22:01

درد ورنج های وطن درد ورنج هـای وطـن،افـزون شـده ای خـدا! ایـن درد بی درمـان مکـن کـرده اند افغانْسِتـان،عـدوان خـراب کشـورم زیـن بـیـشـتـر،ویران مکـن "ع وغ"ایــن جــانـیـــان حـرفـــوی راهـی نِـیـران کــن وشـــادان مکـن مـیـهـنـم در زیــر تـیـــغ ادامه مطلب

برچسب: مناجاتیه, نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 22:01

به نام یکتای لاشریک و بی همتابا سلام خدمت دوستان بازدید کننده بالاخص هموطنان عزیزم در جای جای این کره خاکیاز عزیزان هنرمند و با ذوق کشورم که طبع شعر داشته و از شعرای با سابقه واستاد کشورم افغانستان خواهشمندم تا در پرثمر کردن این مجموعه ما را یاری نمایند تا مرکزی باشد برای دوستان هنر و اندیشه افغان زمین از علاقمندان خواهشمندیم تا اشعار خود را جهت نشر در این وبلاگ و متعاقبا در مجله وسایتی به همینادامه مطلب

برچسب: انتحاری, نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:19

{یاد تو}
به یاد روز های با تو بودن باز دعایت میکنم
به شور فغان عشق از ته دل صدایت میکنم
شکسته،شیشه ی قلبم و باز هم من
ز دریچه بی فروغ چشمانم نگاهت میکنم
ز هجر تو تر است چشمانم مثل هر شب
باز این فرش خیس را خاک پایت میکنم

{سید میرویس موسوی}


برچسبها: شعر افغانی, شعرافغانی, شعر افغانستان, شعرافغانستان, غزل افغانی

برچسب: نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:19

سوزِ این سرمای جانفرسا عذابم می دهد باز نامردیّ این دنیا عذابم می دهد باز انسانهای در بند مدرنیزه شدن زندگی های پر از غوغا عذابم می دهد می گشایم هرشبی دیوان امید وغزل فالهای کهنه ی یلدا عذابم می دهد آسمان هرجا همین رنگ است بی مِهر وکدر بغض آواز پرستوها عذابم می دهد حیرت وبربادیِ گل های افسرده هنوز از شبرغان تا فلوریدا عذابم می دهد دختران قدسی شهر تفنگ وانتحار قدسیه با این همه غمها عذابم می دهد طفادامه مطلب

برچسب: عذابم, نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:19

یاد آن نای ونیستان ونوای منوتو یاد آن وعده و پیمان وفای منوتو یاد آن گلشن زیبا که به آن زیبایی بودمرغان سحرنغمه سرای من وتو یاد آن ساقی وآن شمع ویاران قدیم یادبزم طرب عشق وهوای من وتو یاد آن همسفری نیمه ره راهدراز یاد غمهای جدایی و جفای من و تو جای آنداشت اگرمن وتو«ما»می بودیم فارغ ازمخمصه چون چرای من وتو چه شدآنعشق گرانمایه واهداف بزرگ چه شد آن وعده وپیمان وفای من وتو چه شدآن همسفر قلادامه مطلب

برچسب: ونیستان, نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:19

الا، ای هموطن باشید در انتظاردریای خون،درکابل و شهرهای دیگر،دراین کشور غنی خائن وکرزی،رها بنموده اند صدها قاتل ملت را زقید وبندوزندانهای این کشور الا ای هموطن باشید درانتظاردریای خون ،زدست جانی بی دین افسونگر که کرد ویران کابل را نموده قتل،هزاران هموطن، آن بی گناهان ومظلومانِ کابل را اگراین جانی فرعون نما،گردد درکشور، صاحب قدرت دوباره غرقه درخون،خواهیم دید شهیدانِ بی حد،اهل کشور را الاای هموطن،ادامه مطلب

برچسب: الا,ای,هموطن, نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:19

استقبال از"خرنامه"میرزادهعشقیبامطلع: درداو حسرتا که جهان شد به کام خر زد چرخ سِفله ،سکهء دولت به نام خر افسوس،صدافسوس که وطن شدبکام دزد تــرک وطــن نـمـوده هــزاران،زدام دزد "ازبـسـکه آسـمــان وزمیـنسِفلهپرورند" زددهـردون سـکـهء دولــت بـه نــام دزد دزدان ونـوکــران،وزیــران دولــت انـــد یـا رب!تـابه کی بُوَد، این احـتشــام*دزد؟ "روزیـکـه جـلـسـهء وزرا منعـقـد شــود" مـجـلـس شــود شـغــالی،ازاادامه مطلب

برچسب: دزدان,حرفوی, نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:19

یکی خـائـن بـه مُـلک داریــم عـزیـزان کـه بـاشــد شــرم لـوگــر ننـگ افــغــان بــود چهــل ســاله نـوکــر،دشـمنــان را سـرش طـاس و دهـانـش مثـل گـرگــان خودش پست و قدش پست و عمل زشت* بدون شـک بـود ، شــاگـــرد شــیـطـــان نـگــردد ســیـر ، زخـونـریـزی بـکـشـور بــود دائــــم تـلاشــش،قــتـــل انـســــان حـمـایــت مـیــکـنـد،طـالـب هـمـیـشـــه بـود داعـش ،ورا چـون جسم و هم جان هــزاران هـمـوطن گـادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:19

درد ورنج های وطن درد ورنج هـای وطـن،افـزون شـده ای خـدا! ایـن درد بی درمـان مکـن کـرده اند افغانْسِتـان،عـدوان خـراب کشـورم زیـن بـیـشـتـر،ویران مکـن "ع وغ"ایــن جــانـیـــان حـرفـــوی راهـی نِـیـران کــن وشـــادان مکـن مـیـهـنـم در زیــر تـیـــغ طـالـبـــــان تـیـغ طـالــب را دگــر،بُـران مکـن طـالـب وداعـش بــا کــرزی،غـنــی جمع این میهن فـروش،خندان مکـن جـانی خـونخــوار بی دیــن، گلبـدیـن صاادامه مطلب

برچسب: مناجاتیه, نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:19

عید قربان باز عید آمده عید قر بان عیدتبریک به پاکیزه دلان حرمت عید گذشت ویاریست صلح و آشتی و ایثار گریست درس اعیاد نیکو کاری است شادی و همدلی ویاری است لیک هر دل نشود شاد از آن آنکه گیر آمده درجنگ گران این نشدعید که ریزدهمه جا خون انسان بدست دد ودام حاجی آغاشنواینحرف نخست حج مروکج مروازراه درست خدمت خلق حج پاکان است کجروی کار ریا کاران است بگذر از کعبه طواف دل کن دل ماتم زده را حادامه مطلب

برچسب: قربان, نویسنده: بهار عباسی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:19

زن ای الاهه خورشید آسمان برخیز زن ای ستاره پرنور کهکشان برخیززن ای سپیده آفاق و پر تو تابان زن ! ای طلیعه زیباییء جهان برخیززکنج محنت وزندان وتیره روزیها بسوی روزنه پر شور وبی امان برخیززکنج عزلت و بیچارگی و تنهایی به نهضت زن وبا جنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار عباسی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 21:23

به استقبال مهاجران عزیز افغان رفتی وبدل مهر و تمنای تو باقیسترفتی وبدل مهر و تمنای تو با قیست بر خیز و بیا سوی وطن ، جای تو خالیستای رفته زدامان وطن سوی وطن ها با ز آ که در آغوش وطن جای تو خالیستای بلبل شوریده ز آلام سفر ها بر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار عباسی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 21:23

اي وطندار بياييد رسم افغاني كنيم : جركه بأهم بسازيم عهد قرآني كنيم صلح و اشتي را بياريم بين أقوام وطن: واعتصم را خوانده وكار مسلماني كنيم : كينه و بغض و عداوت را از خود درويش كنيم : مشكلات اين وطن را حل به اساني كنيم : مسكن ونان و لباس وكاربر مردم دهيم: كندم و أرد وبرنج بر خلق ارزاني كنيم: با يتيمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار عباسی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 21:23

دیدمت صبحدم در آخر صف، کوله سرنوشت در دستتکوله باری که بود از آن پدر، و پدر رفت و هشت، در دستتگرچه با آسمان در افتادی تا که طرحی دگر دراندازیباز این فالگیر آبله رو طالعت را نوشت در دستتبس که با سنگ و گچ عجین گشته، تکّه چوبی در آستین گشتهبس که با خاک و گل به سر برده، میتوان سبزه کشت در دستتشب میافتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهار عباسی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 21:23

صفحه بندی