یاد آن نای ونیستان ونوای منوتو
یاد آن وعده و پیمان وفای منوتو
یاد آن گلشن زیبا که به آن زیبایی
بودمرغان سحرنغمه سرای من وتو
یاد آن ساقی وآن شمع ویاران قدیم
یادبزم طرب عشق وهوای من وتو
یاد آن همسفری نیمه ره راهدراز
یاد غمهای جدایی و جفای من و تو
جای آنداشت اگرمن وتو«ما»می بودیم
فارغ ازمخمصه چون چرای من وتو
چه شدآنعشق گرانمایه واهداف بزرگ
چه شد آن وعده وپیمان وفای من وتو
چه شدآن همسفر قله و راه خم و پیچ
چه شد آن جاذبه لطف عطای من وتو
چه شد آن حرمت ایثارو فدا کاریها
که هزارانسروجانگشت فدایمن وتو
کو همان نورکه تابد بهسراین گلشن
کونسیمیکه وزدخوش بسرای من وتو
تا که باشیم چنین در گرو فاصله ها
نشودحاصل ازین رنج دوای منوتو
دشمن ازداخل خارج بکمین افتادست
تا کشاند پیءهرحادثه پای منوتو
آمد ورفتن هرکس بمرادخویش است
عزم بیگانه نباشدبه رضای من وتو
من وتو تانشویم«ما»نباشیم آزاد
با همی صرف بود رمز بقای من وتو
تا نگردیم یکی همدل وهمره نشویم
هیچگاه چرخ نگردد به ندای من وتو
ایخوش آندم که شب تیره به پایان آید
تاکه خورشید بتابد به فضای من وتو
عبدالوکیل کوچی
ما را در سایت شروع دوباره دنبال میکنید
برچسب: ونیستان, نویسنده: بازدید: 14