برای گفتن از تو غرق واژه، غرق تفسیر م
چرا؟ چون جلوه هایت میبرد سوی مزامیرم
ترا می بینم ومحمود قلبم می شود سلطان
زلطف بودنت حالا ببین یک پا جهانگیرم
وسرمستی فزون تر زانکه می خواهم حضورت را
بریزم توی جامی سرکشم با عقل وتدبیرم
ترا کشور گشای روح ما کردند باور کن
وگرنه تو کجا ومن کجا وعذر وتقصیرم؟
تو که باشی سیاموی و جلالی هست در هرجا
وفکر اینکه تو روزی نباشی می کند پیرم
بمان ای شهرزاد قصه گوی شعرهای من
که بی تو شاه بی شمشیر وبی تاج اساطیرم
آمنه نوروزی 10 ثور 1392
شروع دوباره...ما را در سایت شروع دوباره دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13